کد مطلب: 294552
دوشنبه 6 مهر 1405 09:14
گزارش رصد فرهنگی (103)
بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی، سالانه بیش از ۷۲۰ هزار نفر در جهان براثر خودکشی جان خود را از دست میدهند. خودکشی سومین علت اصلی مرگومیر بین افرادِ ۱۵ تا ۲۹ ساله است. از این میان، 73درصد از خودکشیهای جهان در کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط رخ میدهد. امروز «خودکشی»، به موضوع علم روانشناختی و جامعهشناختی تبدیلشده و بهمثابه مسئلهای اجتماعی فهمیده میشود که میتواند پیامدهای مختلفی بهدنبال داشته باشد. این پیامدها در سطوح مختلفی ممکن است ظاهر شوند. در سطح فردی، فرد پیش از اقدام، دچار رنج روانی شدید و اختلال در عملکرد روزمره میشود و اگر اقدام او ناموفق باشد، در آینده از آسیبهای جسمی، روانی و داغهای ننگ رنج خواهد کشید. اعضای خانواده فردی که به خودکشی دست میزند، ممکن است دچار شوک، اندوه شدید، احساس گناه و خشم، افسردگی، اضطراب، انزوا، فروپاشی روابط، تعارضات رفتاری و اختلالات کارکردی در نقشهای خانوادگی و کاری خود شوند. در جمعهای نزدیک، مثل اجتماع دوستان و همکلاسیها و همکاران نیز میتواند اثر مشابهی داشته باشد و در سطح جامعه، علاوه بر احتمال الگوبرداری، هزینههای سلامت عمومی افزایشیافته، انسجام و امنیت کاهش یابد. بهلحاظ اقتصادی میتواند فشار مضاعفی بر خانواده و جامعه وارد کند و درنهایت، بهلحاظ فرهنگی، میتواند تمرکز بر مشکلات روانی را بالا ببرد، انگها و تابوها را تقویت کند، هنجارهای اخلاقی و دینی را به چالش بکشد، بازنماییهای رمانتیزهشدهای در رسانه بیابد، اعتماد اجتماعی را کاهش دهد و هویت جمعی و فرهنگی را تضعیف کند.
در سالهای گذشته، خودکشی دانشآموزان، دانشجویان و فارغالتحصیلانِ دانشگاههای برجستة کشور، پزشکان، رزیدنتها، روزنامهنگاران، نویسندگان و روشنفکرانِ فعال در رسانههای اجتماعی، تبدیل به مسئله تازهای شده که نهتنها بهخاطر اثری که بر جامعه مخاطب گستردهتر خوددارند، اهمیت مییابد بلکه میتواند هشداری نسبت به درگیری گروههای بیشتری با این مسئله و پیامدهای جدیدی فهمیده شود که خود، خبر از عوامل سرنوشتسازی در لایههای عمیقتر حیات اجتماعی میدهد.
در این گزارش با استفاده از روش تحلیل ثانویه و تحلیل تماتیک به بررسی متغیرها پرداختهشده است. دادهها نشان میدهند که شیوع مصرف دخانیات و سیگار در مردان، بالاتر از زنان، در پنج دهک اقتصادی فقیر، بالاتر از پنج دهک اقتصادی ثروتمند و در مناطق روستایی، بالاتر از مناطق شهری بوده است. شیوع اختلالات روانپزشکی در زنان، ساکنان مناطق روستایی و افراد با وضعیت اجتماعیاقتصادی پایین، بالاتر از مردان، ساکنان مناطق شهری و افراد با وضعیت اجتماعیاقتصادی بالا است. گرچه نرخ خودکشی در ایران از متوسط جهانی کمتر است اما روند آن برخلاف روند جهانی، افزایشی است. از سال 2000 تا 2025، نرخ خودکشی در جهان از 12.2 به 9.5 نفر در 100،000 نفر رسیده؛ درحالیکه در ایران در سال 1384 تعداد مرگهای مشکوک به خودکشی 3300 نفر و در سال 1402، 7600 نفر بوده است. در این میان، گروه سنی 15 تا 29 سال بیشترین مرگ به واسطة خودکشی را داشتهاند.
موج سوم نظریههای خودکشی بهجای تمرکز بر افراد مبتلابه اختلالات روانی، به همه گروههای اجتماعی توجه میکند. بر اساس این نظریهها، تعلق اجتماعی، حمایت اجتماعی و کیفیت زندگی، عوامل تعیینکننده در میل به خودکشی هستند. بهطور دقیقتر میتوان تفکیکی بین انگیزهها، زمینه شناختی، احساسات، فاکتورهای خطر و فاکتورهای محافظتکننده در سطح فردی، ارتباطی، اجتماع و جامعه مشخص کرد. افزایش سطح قیمتها، نابرابری توزیع درآمد، تورم و بیکاری و مسائل معیشتی با افزایش خطر خودکشی مرتبط است. این در حالی است که شاخص ضریب جینی که برای تخمین عدالت اقتصادی به کار میرود، طی یک بازة بیستساله کاهش اندکی یافته و از طرفی، در همین مدت، قیمت مصرفکننده افزایش چشمگیری را تجربه کرده و رفاه خانوارهای کشور پیشرفتی نکرده است. برخی مطالعات دانشگاهی نشان میدهند که جامعة ایران، مملو از غریبگی (تسلیمی طهرانی، 1392)، بافاصله از پایداری اجتماعی (کریمی مشاور، 1392) است و در وضعیتی از ناپایداری ارزشها (بهروزی لک، 1393) و شکافهای عمیق نسلی (علویان، 1388) به سر میبرد. مرکز پژوهشهای مجلس نیز در یک مطالعه کلان، اقدامهای صورت گرفته در برنامة توسعه در برابر «تهاجم فرهنگی» را عقیم مانده توصیف کرد. (مرکز پژوهشهای مجلس، 1390)، خودکشی در ایران، در سالهای اخیر از کنش اعتراضی بهسمت کنشی رهاییبخش برای گریز از وضعیت تغییر کرده است و بهخاطر نبود امکان سوگواری بعد از تروماهای جمعی، احساس بیقدرتی و فقدان کنترل (خصوصاً بعد از جنگ دوازدهروزه)، کاهش اعتماد و امید اجتماعی، لذتگرایی، ناامیدی از آینده اقتصادی و اخلاقی جامعه، نارضایتی از عدالت اقتصادی و اجتماعی و قومی، نارضایتی از وضعیت خانواده و آزادی سیاسی و تضعیف هویت قومی و ملی میتواند شدت بگیرد.
توصیههای سیاستی در حوزه فرهنگ شامل موارد زیر میشود که در انتهای گزارش درباره آنها توضیح دادهشده است.